خانه » دیگر موضوعات » شعر فقر/ابوالقاسم کریمی

شعر فقر/ابوالقاسم کریمی

برگ خُشکی ولگردم
در پنجه ی نسیمی سرد
نسیم سردی که
از سمت خانه ی زنی هرزه می آید
زن هرزه ای که هرشب
تن برهنه اش را
به فقر می فروشد
و بازی کهنه ی زندگی را
با مرگ غمناک خویش ، به پایان می سپارد

تمامی حقوق برای تک بیت محفوظ است.