دیدمش گفتم منم، نشناخت او

بی مروت یار من ، ای بی وفا

بی سبب از من چرا گشتی جدا ؟

بی مروت این جفاهایت چراست ؟

یار ، آخر آن وفاهایت کجاست ؟

چه شد آن یاری که با من داشتی

دعوی یک باطنی

و آشتی ؟

چون مرا بیچاره و سرگشته دید

اندک اندک آشنایی را برید

دیدمش ، گفتم : منم نشناخت او

بی تأمل روز من برتافت او

دوستی این بود ز ابنای زمان

مرحبا بر خوی یاران جهان

مرحبا بر پایداری های خلق

دوستی خلق و یاری های خلق

تمامی حقوق برای تک بیت محفوظ است.